خدا

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند

در زندگی قرار نیست خودتان را کشف کنید... قرار است خودتان را بسازید!

+ نوشته شده در  2012/8/18ساعت 12:35  توسط مسعود سمندری  | 

خدایا

خدایـــــــــــــــــــــا 
مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه‌ای همراهند.
عده ای تا مرز منفعت
عده‌ای تا مرز مال
عده‌ای تا مرز جان
عده‌ای تا مرز آبرو
و همگان تا مرز این جهان
تنها تویی که همواره می مانی، بمان . . . 

+ نوشته شده در  2012/7/30ساعت 1:25  توسط مسعود سمندری  | 

خدایا مرا ببخش

خدایا مرا ببخش
به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر می کردم تنها هستم

+ نوشته شده در  2012/7/30ساعت 1:1  توسط مسعود سمندری  | 

خدا سلام

خدا سلام 

+ نوشته شده در  2012/7/15ساعت 14:30  توسط مسعود سمندری  | 

خدایا دوستت دارم ...

خدایا دوستت دارم ...

خدای من آنگاه که دلسرد میشوم و خود را در رسیدن به همه چیزهایی که می خواهم ناتوان می بینم ٬ آنگاه که گویی دلم آنقدر می گیرد که نفس کشیدن برایم دشوار می شود ٬ تنها و تنها تو هستی که دردهایم را می شنوی و مرحمی بر زخم های جان فرسایم می گذاری . آنگاه که دیوانه وار به یک نقطه خیره می شوم و در سکوت خویش تنها می مانم تنها و تنها تو هستی که سنگ صبورم می شوی .

خدای من ٬ من از این دل آزردگی ها شکایتی ندارم ٬ زیرا هر بار دلم می گیرد حضورت را به خودم نزدیکتر می بینم . هرگاه از تو فاصله می گیرم هوای نفسم مسدود می شود و آنگاه که غم به سر حد خود می رسد . همچون پدری مهربان دست بر رویم می کشی و نوازشم میکنی . به تمام زیبایی های عالم قسم میخورم که نوازشت را احساس میکنم . هرگاه دچار اشتباهی می شوم ٬ آتشی درونم را فرا می گیرد که تحملش برایم سخت می شود و تو هرگز فراموشم نمیکنی و با مهرت آتش درونم را سرد میکنی . خدای من ٬ باز همدم تنهایی بی کرانه من باش که سخت آزارم می دهد . تو را شکر میکنم که پس از همه دلشکستگی های من ٬ چیزی را به من می دهی که تمام آن زخم ها را به فراموشی می سپارم . این بار نیز دلم سخت گرفته است ٬ من از تو هیچ شکایتی ندارم و ایمان دارم قرار است مهری به من عطا کنی که از شکرش عاجزم .

خدای من دوستت دارم . . .

ای خدا

راحتی به جز رضای تو ندارم

و درخواستی سوای قرب آستان تو نمیکنم

روح و راحت من در مناجات و ستایش تو و دوای درد من در دست توست

تویی که هم دردی و هم درمانی ...

تویی آرام جان دل غمناکم

هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی

که هم نادیده میبینی و هم ننوشته می خوانی

                                                                سپاس بیکران ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2012/4/30ساعت 20:34  توسط مسعود سمندری  | 

بیگانه

مردی بوده ام از مردم و میزیسته ام در جمع و اما مردی نیز هستم در این دنیای بزرگ که در آنم و مردی در انتهای این تا ریخ شگفت که در من جاری است و نیز مردی در خویش و در یک کلمه مردی با بودن و در این صورت دردهای وجود، رنج های زیستن، حرف زدن انسانی تنها در این عالم ، بیگانه با این «بودن

+ نوشته شده در  2012/4/8ساعت 14:44  توسط مسعود سمندری  | 

خدایا

خدایا:بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح

نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت

قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم

که انگار همین یک بنده را دارم و توچنان غافلی که گویا صد ها خدا داری…!!!!

+ نوشته شده در  2012/2/15ساعت 20:37  توسط مسعود سمندری  | 

به سلامتی رفیقی که وقتی بردم

گفت :اون رفیق منه

وقتی باختم

گقت :من رفیقشم ...

+ نوشته شده در  2012/2/15ساعت 20:33  توسط مسعود سمندری  | 

اگر خدا نباشد؟!

خدایا !

این آیه را که بر زبان رانده ای ، بر دل های روشنفکران فرود آر که :

” اگر نباشد ، همه چیز مجاز است ”

جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف و انسان پوچ است و انسان فاقد معنی ، فاقد نیز هست.

+ نوشته شده در  2011/12/31ساعت 20:19  توسط مسعود سمندری  | 

سلام خدا شروع دوستی

 از هر چی بگذریم باز وقتی پیش میاد که گوشه اتاق بشینی و دلت بگیره !! دلت بگیره از همه چی ...تا حالا شده از دست خودت خسته شده باشی ؟؟... من... من ... هر شب دلم می گیره ...آره هرشب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2011/11/30ساعت 23:45  توسط مسعود سمندری  | 

مطالب قدیمی‌تر